سالها گذشت تا زمان تحویل خانه های شرکت تعاونی مسکن فرهنگیان فرا رسید. روز پنجشنه ۲۷ مرداد سال ۱۳۷۳ ساعت ۱۰ صبح همگی دریک حسنیه جمع شده بودیم. هیچ وقت یادم نمی رود . به همه اعضا  اعلام شد که باید خود یا نماینده قانونی شان در جلسه حاضر باشند. در غیر این صورت امتیاز خود را از دست داده و خانه هایی که در آخر بماند به افراد غایب تحویل داده خواهد شد.

افراد یکی یکی براساس لیست امتیاز بندی جلو رفته و خانه ای  انتخاب می کردند. دقیقا سه نفر مانده به دوستم بود که صدای اذان از مناره های  مسجد مجاور بلند شد . بلا درنگ جلسه را ترک کرده به سمت مسجد به راه افتاد تا نماز خود را اول وقت در مسجد بخواند.سه نفری که جلوی او بودند رفتند و انتخاب کردند.اما انتخابشان آنقدر به طول انجامید که تا گوینده جلسه نام او را از بلندگو اعلام کرد، دقیقا در همان لحظه وارد شد و رفت و خانه ای بدون آنکه اطلاعاتی در باره آن داشته باشد، فقط با توکل به خداوند انتخاب کرد. خانه ی انتخابی او مزایای داشت که بعدا نفر اول حاضر بود پول زیادی به او بدهد تا با هم عوض کنند. . او می گفت وقتی خداوند ما را از طریق اذان صدا می زند اگر اجابت کنیم در پناه او هستیم و خود کار های ما را ردیف می کند.

من به چشم خود اثر نماز اول وقت و توکل به خداوند را دیدم.

 

محمد فروزان از خراسان جنوبی