در ابتدا باید به این نکته توجه داشت که پیامبران پرستش را نیاوردند و آن را از سوی خود ابتکار نکردند، بلکه نوع پرستش را، یعنی نوع آداب و اعمالی که باید پرستش به آن شکل صورت گیرد را به بشر آموختند. نکته دوم و بسیار مهم اینکه نماز از ارکان عبادت و پرستش است. بنابراین اول باید بدانیم چرا خداوند را عبادت می کنیم؛ تا آنگاه فلسفه نماز نیز روشن گردد.

و نکته مهم دیگر در این مقدمه، آن که یکی از پایدارترین و قدیمی ترین تجلیات روح آدمی و یکی از اصیل ترین ابعاد وجود آدمی حس نیایش و پرستش است. هر زمان و مکانی که انسان وجود داشته است، نیایش و پرستش نیز وجود داشته است.

لذا باید گفت: پرستش جزء غرائز ذاتی و فطری بشر است.

حال باید دید که قرآن ما را به پرستش چه کسی رهنمون ساخته است. پیام قرآن در این رابطه این است که؛ ای انسان ها! رب خود را پروردگار خود را صاحب اختیار خود را (الَّذِی خَلَقَکُمْ وَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ بقره؛ ۲۱) کسی که شما و گذشتگان شما را آفریده است، او را عبادت کنید.

پرستش نوعی رابطه خاضعانه ، سپاسگزارانه و ستایشگرانه است، که انسان با خدای خود برقرار می کند.

همانطور که گذشت پرستش و عبادت خداوند علاوه بر اینکه نیاز فطری انسان است، راز آفرینش انسان نیز عبادت است (وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ ذاریات؛ ۵۶) همچنین عبادت یک پیمان الهی است که انسان در روز ازل با خدای خود پیمان عبودیت بسته است. (أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یَا بَنِی آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ؛ وَأَنِ اعْبُدُونِی هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِیمٌ یس؛ ۶۰ و ۶۱) ای بنی آدم آیا من شما پیمان نبستم که شیطان را پرستش نکنید و مرا پرستش کنید که راه راست است و شما را به سعادت می رساند.

عبادت و پرستش ایضا ماموریت انسان است (وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِیَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ بینه؛ ۵) آیا مامور نشدید که فقط خدا را خالصانه پرستش کنید؟

حال که فلسفه عبادت و پرستش نمایان گشت، جایگاه نماز در پرستش و عبودیت روشن می شود.

نماز عالی ترین تجلی پرستش و عبادت است. علت آن هم کاملا مشخص است. چون عبادت خداوند یا قولی است، یا عملی؛ و نماز به بهترین شکل هردو را دارد. در این رابطه مقام معظم رهبری (مدظله) در پیامی به اجلاس سراسری نماز فرمودند که نماز با شکلی که در اسلام برای آن معین گشته، یعنی حرکات و اذکار مخصوص به طور طبیعی نمازگزار را به دوری از گناه و آلودگی فرا می خواند، و این فراخوانی پیوسته توانایی آن را دارد که هرکس را از منجلاب ها رها سازد و عروج بخشد.

لذا می بینیم ، که نماز رفیع ترین و با اهمیت ترین جایگاه در عبادات را داراست، و در راس عبادات قرار گرفته است. نماز منبع تغذیه روح انسان و امداد الهی است. انسان با نماز می تواند قوت بگیرد و نیرو و انرژی لازم جهت رسیدن به اهداف عالیه، یعنی کمال را حاصل نماید. (وَ اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاهِ  بقره ۴۵) از نماز استمداد کنید، استعانت بجویید. کسی که می خواهد مسلمان واقعی و مجاهد نیرومندی باشد، باید نمازخوان خالص و مخلصی باشد.

این یادداشت را اینگونه با حدیثی گهربار از امام صادق (ع) جمع بندی می کنیم و پاسخ سئوال اصلی که چرا دعوت به نماز بود را اینگونه پاسخ می دهیم.

شخصی از امام صادق (ع) پرسید: برترین چیزهایی که بندگان با آن به پروردگارشان تقرب می جویند و نزدیک می شوند چیست؟ حضرت فرمود بعد از معرفت و شناخت (خداوند متعال) من بهتر از نماز نمی دانم و نمی شناسم. و همین جمله یک خطی امام صادق (ع) کافی است که ما را به فلسفه دعوت به نماز و آثار و کارکردهای بی شمار آن آگاه سازد. بی شک اگر درون جامعه ای، نماز آحاد مردم اصلاح شود و توفیق برگزاری نماز با حال و حضور، نماز با خشوع و خضوع، نمازی بی نقص و نماز مقبول را بیابند، آن اجتماع انسانی در رسیدن به اهداف و آرمان های متعالی خود شاهد رشد و بالندگی و توسعه یافتگی در همه عرصه های حیات فردی و اجتماعی خواهند بود.

ان شاء الله

به امید آن روز

 

مسعود دریس

مدیر روابط عمومی و امور استان های

ستاد اقامه نماز کشور