نماز امام سجاد علیه‏ السلام، تجسم عینی انقطاع تام برای خدای تعالی و گسستن از عالم مادیات بود، به طوری که به هیچ چیز در پیرامون خود توجه نداشت بلکه وجود خود را نیز احساس نمی‏کرد و تنها دلش را به خدا سپرده و دلبسته او بود. راویان اخبار درباره وقت نماز آن حضرت گفته‏اند: وقتی که در محراب نماز می‏ایستاد رنگ مبارکش دگرگون می‏شد و از ترس خدا اعضای بدنش می‏لرزید و در نمازش همچون بنده ذلیل که در برابر پادشاهی مقتدر و بزرگ ایستاده باشد، می‏ایستاد و همواره نمازش را چون نماز وداع می‏خواند که می‏گفتی هرگز پس از آن، نمازی نخواهد خواند. امام باقر علیه‏ السلام از خشوع پدر بزرگوارش در حال نماز چنین نقل می‏کند و می‏فرماید: «امام علی بن حسین علیه‏ السلام وقتی که در حال نماز بود گویی ساقه درختی است که هیچ حرکتی نداشت جز آن که باد شاخه‏ای از آن را به حرکت آورد…» [۱[
ابان بن تغلب می‏گوید، در خدمت امام جعفر صادق علیه‏السلام از نماز جدش امام زین العابدین علیه‏ السلام صحبت می‏کردم و عرض کردم
«من خود علی بن حسین علیه ‏السلام را دیدم وقتی که به نماز می‏ایستاد رنگ مبارکش تغییر می‏کرد…» امام صادق علیه‏ السلام، از روی تعجب فرمود: «به خدا قسم که علی بن حسین می‏دانست که در حضور چه کسی ایستاده است!» [۲] . آری والله، امام سجاد معرفت کامل به عظمت پروردگار حکیم داشت و عبادتش از روی معرفت و اطاعتش از روی ایمان بود
از جلوه‏های خشوع امام در حال نماز، آن بود که هرگاه به سجده می‏رفت سر از سجده برنمی‏داشت تا این که عرق می‏ریخت، [۳] و یا آن که از زیادی اشک چشم و گریه، در آب دیدگان غرق می‏شد. [۴] راویان خبر از ابوحمزه ثمالی نقل کرده‏اند که او امام علیه ‏السلام را در حال نماز دید که ردای مبارک از روی شانه‏اش افتاده و توجه ندارد، ابوحمزه، علت را می‏پرسد، امام می‏فرماید: «وای بر تو آیا می‏دانی که در حضور چه کسی بودم؟ همانا از نماز بنده‏ای پذیرفته نمی‏شود مگر آن مقداری که توجه قلبی دارد.» [۵] . امام سجاد علیه ‏السلام از دلبستگی زیاد به خدا در حال نماز به جایی رسید که یکی از کودکان آن حضرت در چاه افتاد و اهل منزل فریاد برآوردند و مردم مدینه آمدند و کودک را نجات دادند، امام علیه‏السلام همچنان در محراب نماز ایستاده بود و توجهی نداشت، همین که از نماز فارغ شد جریان را گفتند، فرمود: «من متوجه نشدم، در حال مناجات با پروردگار بزرگ بودم.» [۶] . روزی در خانه امام حریقی اتفاق افتاد و آن حضرت چنان سرگرم نماز بود که توجه نکرد، موقعی که از نماز فارغ شد به اطلاع آن حضرت رساندند، فرمود: «یاد آتش بزرگ (آتش دوزخ) مرا از این آتش باز داشته بود.» [۷[
عبدالکریم قشیری، این حالت از خود بی‏خبری را که در حال نماز همیشه با امام بوده است از باب غیبت دل از ماجرای احوال خلق دانسته و می‏گوید به خاطر اشتغال حواس به حالات وارده چنین حالی دست می‏دهد، زیرا که گاهی دل از احساس خود و غیر خود به دلیل تذکر ثواب و یا اندیشه عقاب فراموش کرده و غافل می‏شود. [۸[

پی نوشت ها
[۱] وسائل الشیعه: ۴ / ۶۸۵
[۲] وسائل الشیعه: ۴ / ۶۸۵
[۳] تهذیب الاحکام: ۲ / ۲۸۶، بحارالانوار: ۴۶ / ۷۹
[۴] بحارالانوار: ۴۶ / ۱۰۸
[۵] علل الشرایع: ص ۸۸، بحارالانوار: ۴۶ / ۶۱، وسائل الشیعه: ۴ / ۶۸۸
[۶] اخبار الدول: ص ۱۱۰، بحارالانوار: ۴۶ / ۹۹
[۷] صفه الصفوه: ۲ / ۵۲، المنتظم: ۶ / ۱۴۱، نهایه الأرب: ۲۱ / ۳۲۵، سیر اعلام النبلاء: ۴ / ۲۳۸
[۸] رساله قشیریه: ۱ / ۲۱۴، این رساله مشهورترین اثر ابوالقاسم قشیری از مشاهیر صوفیه و عرفاست که مشتمل بر داستانهای عجیب از قبیل داستان ابوحفص حداد نیشابوری و شبلی با جنید بغدادی است و همچنین در این رساله برخی از اصطلاحات تصوف و عرفان تفسیر و توضیح شده است از جمله می‏گوید: «این که می‏گویند صوفی فرزند وقت خویشتن است، یعنی او همواره آنچه را که برایش اولویت دارد انجام می ‏دهد.» -م

منبع: تحلیلی از زندگانی امام سجاد (جلد ۱)؛ باقر شریف قرشی مترجم محمد رضا عطائی؛ کنگره جهانی حضرت رضا علیه السلام ۱۳۷۲