انسان برای انجام هر کاری نیاز به انگیزه درونی یا بیرونی و انگیزه مادی یا معنوی دارد و منشأ انگیزه های درونی نیازهای زیستی یا نیازهای معنوی و متعالی است. چرا ما هر روز خوردن صبحانه و نهار و شام را تکرار می کنیم و هیچگاه نمی گوئیم من از خوردن نهار خسته شدم بلکه با فرا رسیدن وقت نهار احساس می کنیم یک عامل درونی ما را به طرف غذا سوق می دهد و اگر چند ساعتی به تأخیر بیفتد اوقات مان تلخ می شود و ممکن است پرخاشگری هم بکنیم. علت این امر نیازهای زیستی و فیزیولوژیکی است یعنی وقتی مواد غذایی، آب و … در بدن کم می شود عضلات معده شروع به انقباض و فعالیت می کنند به گونه ای که ما را متوجه کنند که بدن نیاز به مواد غذایی دارد و این نیاز تبدیل به یک میل و یک حالت روانی می شود در نتیجه ما با علاقه و ولع سر سفره غذا می رویم و هر روز نیز این کار را تکرار می کنیم و هیچگاه نیز دلسرد و دلزده نمی شویم. به موازات این نیازهای مادی بعد غیرمادی وجود ما نیز برای ادامه حیات و بقاء نیاز به غذا دارد و باید غذای متناسب با آن تأمین شود خداوند که آفریدگار جسم و جان ماست همه نیازهای ما را تأمین کرده است و جالب اینجاست که ما به ازاء این نیازها چیزهایی است که با طبع ما بسیار سازگار است.

خداوند جهان مادی را با انواع و اقسام مواد غذایی رنگارنگ و مطبوع خلق کرده است تا نیازهای مادی ما تأمین شود آموزه‌های دینی از جمله نماز، روزه و سایر عبادات برای ما به عنوان غذا مقرر فرموده و در قالب دین و از طریق وحی به پیامبران نازل کرده است. اگر ما انسان ها به این حقیقت پی ببریم که برای ادامه حیات معنوی روح ما نیازمند به غذاهای معنوی می باشد و با این غذای معنوی است که انسان از نگرانی و اضطراب رهایی یافته و آرامش می گیرد در اینصورت با علاقه و اشتیاق فراوان به استقبال نماز خواهیم رفت.

در خصوص علت بی علاقگی به نماز نیز دلایل متعددی در این مساله دخیل است از جمله :

أ‌- عدم شناخت و توجه کافی نسبت به معبود

ب‌- آسیب پذیری مقطع نوجوانی و جوانی است. این مقطع سنّی، مقطع حساس و بحرانی برای جوانان و نوجوانان است، مسایل و بحران های بلوغ از یک طرف، شک و تردیدهای مذهبی از طرف دیگر، ناپختگی و بی تجربگی و گرایش سریع به الگوهای غیر واقعی که اهل نماز نیستند، زمینه هایی است که در خود فرد وجود دارد و باعث می شود که جوانان و نوجوانان علاقه چندانی به نماز نداشته باشند.

خداوند جهان مادی را با انواع و اقسام مواد غذایی رنگارنگ و مطبوع خلق کرده است تا نیازهای مادی ما تأمین شود آموزه های دینی از جمله نماز، روزه و سایر عبادات برای ما به عنوان غذا مقرر فرموده و در قالب دین و از طریق وحی به پیامبران نازل کرده است. اگر ما انسان ها به این حقیقت پی ببریم که برای ادامه حیات معنوی روح ما نیازمند به غذاهای معنوی می باشد و با این غذای معنوی است که انسان از نگرانی و اضطراب رهایی یافته و آرامش می گیرد

ت‌- عدم درک صحیح از نماز و فلسفه آن به دلیل عدم شناخت از نماز و اهمیت و اسرار نهفته در آن.

پیامبر اکرم ( صل الله علیه و آله ) می فرماید : « لَوْ تَعْلَمُ مَا لَکَ فِی الصَّلَاهِ وَ مَنْ تُنَاجِی مَا انْفَتَلْت» (بحار لأنوار ، ج‏۷۴ ، ص ۸۰ ) ؛ « اگر بدانی نماز چیست و با چه کسی نجوی و گفتگو می کنی خسته نمی شود و نمار ار به اتمام نمی بری »

ث‌- جای گیری حب دنیا و زرق و برق آن در دل آدمی به خاطر اشتغال بیش از حد فکر و تعلق قلب به دنیا و مسائل و مشکلات مادی که زمینه بی علاقگی نسبت به مسائل معنوی از جمله نماز را فراهم می نماید .

پیامبر بزرگ خدا حضرت مسیح می‌فرماید: «صَاحِبُ الدُّنْیَا لَا یَلْتَذُّ بِالْعِبَادَهِ وَ لَا یَجِدُ حَلَاوَتَهَا مَعَ مَا یَجِدُ مِنْ حُبِّ الْمَال» (بحارالأنوار، ج۱۴، ص۳۰۹)؛ «دنیاپرست از عبادت و انس با خدا لذت نی برد در حالی که حب مال در دل او است.»

ج‌- استفاده از غذای حرام و ناپاک.

ح‌- تکرار گناه به حدی که دل سیاه گردد و شوق عبادت گرفته شود.

خ‌- تاثیر پذیری از تبلیغات و تهاجم فرهنگی که موجب می شود انسان با اعمال عبادی احساس تحجر و عقب ماندگى کند .

د‌- محیط و اجتماعی ناسالم و غیر دینی

ذ‌- همنشینی با دوستان فاسد و بی نماز

اما اینکه چه کار باید بکنید؟ باید عرض کنیم که بطور کلی ما وقتى به نماز علاقه مند می شویم که نخواهیم فقط وقت نماز بنده خدا باشیم و در سایر اوقات برده هوا و هوس و دنیا، اگر در اوقات دیگر شبانه روز هم در ارتباط با خدا بودیم و در فضاى عبودیت خدا نفس کشیدیم و گام برداشتیم، با اشتیاق و علاقه نماز خود را اقامه خواهیم نمود . با این حال موارد دیگری نیز در علاقه‏مندى انسان به نماز موثر است که به طور اختصار ذکر می‌نمائیم:

آسیب پذیری مقطع نوجوانی و جوانی است.این مقطع سنّی، مقطع حساس و بحرانی برای جوانان و نوجوانان است، مسایل و بحران های بلوغ از یک طرف، شک و تردیدهای مذهبی از طرف دیگر، ناپختگی و بی تجربگی و گرایش سریع به الگوهای غیر واقعی که اهل نماز نیستند، زمینه هایی است که در خود فرد وجود دارد و باعث می شود که جوانان و نوجوانان علاقه چندانی به نماز نداشته باشند

أ‌- شناخت و توجه کافى نسبت به معبود و این که در نماز با چه کسى سخن مى‏گوییم.

ب‌- شناخت نسبت به اسرار و اهمیت نماز که توجه به هر کدام از آنها , به عمل انسان معنا و روح می بخشد و او را به نماز و عبادت علاقه مند می کند.

ت‌- دقت در آثار و برکات دنیوی و اخروی نماز.

ث‌- حتى‏الامکان نماز را به جماعت یا در مساجد خواندن؛

ج‌- حتى‏الامکان ذهن و قلب را از تعلقات دنیا و نفس بیرون آوردن؛

ح‌- با قاطعیت تمام توجّه خود را به سوى پروردگار معطوف کردن؛

خ‌- مطالعه در نحوه و کیفیت عبادات ائمه(علیهم السلام)؛

د‌- حضور قلب داشتن در نماز . (مجتبی کلباسی ، یکصد پرسش و پاسخ درباره نماز ، ستاد اقامه نماز ، پائیز ۸۰ ش ، چاپ اول ، ج ۱ ، ص ۵۹)

ذ‌- مطالعه سیره و رفتار اولیای الهی و عارفان ، در نماز ؛ که می تواند تاثیر زیادی بر انسان دارد و او را برای برپایی نماز عاشقانه و پر نشاط تشویق می کند .

ر‌- توکل بر خدا و استعانت از خود نماز برای رفع کسالت و بی علاقگی بسیار مفید است همانگونه که خداوند فرموده است «اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاهِ »((۲) البقره : ۴۵) .

ز‌- علاوه بر آن معاشرت و دوستى با انسان‌هاى مقیّد به نماز و در صورت امکان، کم کردن و حتى قطع رابطه با انسان‌هایى که نماز نمى‌خوانند، در اشتیاق انسان به عبادت خدا بسیار مفید موثر است.

منبع:تبیان